حس خدا به بندگان گناهکارش چیست؟
به قدري گناه کرده ام که حتي روي اين را ندارم که يک بار ديگر نام مبارک خداوند را به زبان بياورم و رو به درگاهش کنم، همه توبه ها و قول و قرارهايم را ناديده گرفته و باز به ذلت گناه افتاده ام از تنهايي و بي کسي و بي خدا بودن در حال خفه شدن و مرگ هستم چگونه باز خداوند را در کنار خودم حس کنم؟ آيا او از من متنفر است؟
مهرباني و دلسوزي او چنان است که حتي راضي نمي شود، بنده گنه کار و خطاکار نيز آبرويش ريخته شود و نزد فرشتگان بي آبرو شود. او خود در حديثي قدسي مي فرمايد: اگر کساني که از من روي برمي گردانند، بدانند چقدر به آنها علاقه دارم، هر آينه از شوق جان مي سپردند. اين حديث به خوبي نشان مي دهد که خدا چقدر نسبت به بندگان گناهکار خود رئوف است و چقدر به آنها علاقه دارد.
با اين توضيح معلوم است که خدا حساب شخصي را که اغفال شده و درگير احساسات شده، يا در اثر تربيت نادرست يا محيط اجتماعي فاسد، به راه نادرست کشيده شده، از ساير افراد جدا مي کند. با آنها به گونه اي ديگر برخورد مي کند. پس ما نبايد بيش از حد معمول نگران باشيم.
البته خدا خود، حجت را بر افراد تمام مي کند و حتي نسبت به جوانهايي که در ظاهر مي بينيم اغفال شده اند، با وسيله هاي مختلف آگاهي بخشي مي کند. خود او فرموده:
«إن علينا للهدي».
هدايت انسانها بر عهده ما و وظيفه ماست. اين انسان است که با اختيار خود گاه به راست مي آيد؛ و گاه عصيان مي کند و گمراه مي شود.
به هر حال عذابهاي افراد، نسبت به آگاهي است که آنها از نادرستي کارشان داشته اند و نسبت به شرايطي است که در آن به سر مي برده اند و فشارهايي است که بر روي آنها بوده است.
بنابراين جاي هيچ نگراني نيست که خدا جاي حق نشسته است و خود فرموده:
«لا يظْلَمُونَ نَقيراً»
در قيامت حتي به اندازه ذره اي در حق کسي ظلم نمي شود.( نساء، آيه ???)
براي اينکه چنين افرادي از رحمت خدا مأيوس نشوند کافي است نگاهي اجمالي به آيات قرآن بياندازند، تا متوجه شوند چقدر تأکيد شده که خداوند بخشنده و غفور است. در قرآن بيش از صدبار دو صفت غفور و رحيم در کنار هم ذکر شده اند. همين ها براي اميدواري بدترين گناهکاران روي زمين کافي است. لطفا به داستان زير و چند آيه از قرآن که در ادامه مي آوريم توجه فرماييد:
- جابر بن عبدالله انصاري نقل مي کند: زنى نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمد و عرض کرد: يا رسول اللَّه زنى که فرزند خود را کشته، آيا فرصت توبه دارد؟ پيامبر فرمود: قسم به خداوندى که جان محمد به دست اوست، اگر او هفتاد پيغمبر را کشته باشد؛ بعد از آن، توبه کند و پشيمان شود و خدا بداند که ديگر آن گناه را انجام نمي دهد، خدا حتما توبه او را قبول مي کند و از او در مي گذرد. به درستى که درِ توبه به اندازه فاصله ميان مشرق و مغرب باز است و يقينا توبه کننده از گناه، مانند کسي است که هيچ گناهي مرتکب نشده است.» (مستدرکالوسائل ج ?? ص ??? باب ??)
شيطان اينگونه القا مي کند که احساس کنيم رابطه مان با خدا تيره شده و او نيز از ما خسته. اما تا به حال درمحبت يک مادر به فرزند دقت نموده ايد؟ مادري که آغوش پر مهرش هميشه بروي فرزند گشوده است و از هيچ کمکي نسبت به او دريغ ندارد
- سوره نساء آيه ???: «
إِنَّ اللَّهَ لا يغْفِرُ أَنْ يشْرَکَ بِهِ وَ يغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ يشاءُ وَ مَنْ يشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً
» ترجمه: خداوند، شرک به او را نمىآمرزد (ولى) کمتر از آن را براى هر کس بخواهد (و شايسته بداند) مىآمرزد. و هر کس براى خدا همتايى قرار دهد، در گمراهى دورى افتاده است.
- سوره زمر، آيه ??: «قُلْ يا عِبادِي الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»
ترجمه: بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد که خدا همه گناهان را مىآمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.
اينها تنها قطره اي از درياي بيکران رحمت خداست و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
البته شيطان، هنرمند توانايي است. گاهي آنقدر خوب سفسطه مي بافد و جاي فلسفه به ما قالب مي کند که خيال مي کنيم بزرگترين فيلسوف عالم است. گاهي آنقدر عاطفي و دلسوز نشان ميدهد که گويا تجلي قلب خدا در زمين است. آنقدر ماهرانه همدلي و همدردي مي کند که انگار بهترين روان شناس دنياست. آنقدر عارفانه برخورد مي کند که گاه او را فرشته يا پيامبري مي بينيم که ما را به سوي خدا مي برد. همه اينها براي اين است که نقابهاي او، خيلي شبيه اصل هستند. تمام تلاش خود را مي کند که در قدمهاي اول، رفتار فرد را به حساب خود واريز کند و سلطه بر ذهن و فکر را هدف اصلي خود قرار مي دهد.
شيطان روش هاي فراواني براي نيل به اين مقصود دارد. گاهي اشتباهي که انجام داده ايم را مکرر به ياد ما مي آورد تا آيينه دق مان شود، گاهي خطاي کوچکي را آنقدر بزرگ مي کند که حتي فکر مي کنيم از هيچ راهي نميتوان اين بي آبرويي در درگاه خدا شست! خوب ما آدمها هم که يک عاشقي ديرينه از روز الست با خدا داريم، وقتي اين اتفاقات برايمان مي افتد احساس مي کنيم خلاف وعده اي که به خدا داديم عمل کرده ايم (ألم أعهد أليکم يا بني آدم ألّا تعبدوا الشيطان و أن أعبدوني؟) از خودمان بدمان مي آيد.
شيطان اينگونه القا مي کند که احساس کنيم رابطه مان با خدا تيره شده و او نيز از ما خسته. اما تا به حال در محبت يک مادر به فرزند دقت نموده ايد؟ مادري که آغوش پر مهرش هميشه به روي فرزند گشوده است و از هيچ کمکي نسبت به او دريغ ندارد.
ما آدما هر کاري دوست داريم مي کنيم، با اينکه غرق اين نعمت بي نهايتم. اما او بي خيال اينهمه خاکي رفتن هاي ما، منتظر مي ماند. غروب عمر که مي رسد، مي بيند ما هنوز برنگشته ايم. دل مهربانش مي گيرد. چند قطره باران از چشمهاي رحمتش مي بارد. آرام زمزمه مي کند: صبح شد، ظهر شد، غروب شد… نيامدي.
-آيا مي توان لحظه اي از اين وجود سراسر محبت، نااميد شد؟ آيا مي توان دوري از او را تحمل کرد؟ آيا هيچ بنده اي براي او غريبه خواهد شد؟ آيا …؟ مراقب باشيد شيطان با اين توجيهات، از حلقه دوستان خدا بيرونتان نکند.
- حساسيت و دل نگراني در مورد اعمالي که قبلا داشته ايم ، بشارت دهنده وجود روح تقوا و خداترسي است. اين گونه نگراني ها و اندوه ها نسبت به خطاها و سستي ها به ويژه در يک جوان بيانگر لطف خداوند و عنايت او است و حسرت بر اعمال بد و نادرست گذشته و اندوهگين بودن به خاطر آن، امري مطلوب و پسنديده است، ولي به شرط آن که از حد و اندازه معمول تجاوز نکند و به صورت احساس افراطي گناه که مانع شيطاني بر سر راه تکامل انسان است، در نيايد.
هدف از ندامت و پشيماني از برنامه ها و کارهاي گذشته و غصه دار بودن اين است که چنين اشتباهي در آينده تکرار نگردد و خطاها و کاستي هاي گذشته را با عزم و اراده اي مستحکم در آينده جبران نماييم و با عبرت آموزي از گذشته و دستيابي به عوامل خطاهاي گذشته، راه آينده را با استواري و صلابت بپيماييم و به سعادت حقيقي در دنيا و آخرت نائل گرديم. ولي اگر غصه و تأسف و اندوه برگذشته، افق آينده را در نظر ما تيره و تار سازد و پاي رفتن و حرکت ما را سست نمايد اين دور شدن از هدف و تسليم دام شيطان شدن و از چاله به چاه افتادن است. خداوندي که خالق و آفريننده ما است و از ضعف و ناتواني و جهالت ما از همان ابتداي آفرينش و قبل از آن آگاه بوده و مي دانسته ما انسان هاي خدا باور و معتقد به او دچار لغزش و خطا مي شويم و گاه گاهي در دام خدعه و فريب شيطان مي افتيم،و لذا بابي به نام توبه رافرا روي ما گشوده است و ما را دعوت نموده که بعد از لغزش و افتادن با توبه و پشيماني و عذرخواهي بلند شويم و قد راست نماييم و عجز و نياز را به پيشگاه او ببريم و رشته اتصال بين خود و خدا را که با گناه و خطا پاره کرده ا يم دوباره گره بزنيم و با آب اشک و توبه، چهره خويش را از گناهان بزداييم و او وعده پذيرش توبه و آمرزش داده است.
زنى نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمد و عرض کرد: يا رسول اللَّه زنى که فرزند خود را کشته، آيا فرصت توبه دارد؟ پيامبر فرمود: قسم به خداوندى که جان محمد به دست اوست، اگر او هفتاد پيغمبر را کشته باشد؛ بعد از آن، توبه کند و پشيمان شود و خدا بداند که ديگر آن گناه را انجام نمي دهد، خدا حتما توبه او را قبول مي کند و از او در مي گذرد. به درستى که درِ توبه به اندازه فاصله ميان مشرق و مغرب باز است و يقينا توبه کننده از گناه، مانند کسي است که هيچ گناهي مرتکب نشده است
حال اگر انساني دچار خطا و گناه گرديد و متوجه خطاي خود شد و پشيمان و نادم گرديد و عذر تقصير به پيشگاه با عظمت خداوند آورد، ولي به آمرزش و لطف حق اعتمادي نداشت و تصورش اين بود که مورد مغفرت و رحمت حق قرار نگرفته، معلوم است که وعده هاي الهي را باور نکرده و خداوند را به غفور بودن و رحمان و رحيم بودن نشناخته و يا گناه خود را که با همه بزرگي محدود است بزرگتر از صفات رحمت و مغفرت الهي که بي حد و بي کرانه است مي بيند.
- آيا شما تصور مي کنيد همه بندگان خوب و لايق خداوند که به مقام قرب او رسيده اند و سر بر آستانه با عظمت او ساييده اند همگي از ابتداي عمر، پاک و بي خطا و بي جرم بوده اند؟ خير، اين ويژگي تنها مخصوص بندگان معصوم خداوند يعني انبيا و اوليا(عليهم السلام) است و ديگران کم و بيش از خطا و اشتباه در برهه اي از دوران عمر خويش و به ويژه دوران نوجواني و جواني که دوران اوج غريزه و غلبه سستي قدرت و نيرو در انسان است، دچار خطا و اشتباه و گناه بوده اند.
اين در گه ما درگه نوميدي نيست صد بار اگر توبه شکستي باز آي
در مورد توبه باز هم ميگوئيم، که خداوند متعال توبه را قبول مي کند و شما هم وقتي گناهي را ترک مي کنيد و پشيمان هستيد خداوند متعال توبه شما را قبول کرده و شما را دوست مي دارد.
إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ التَّوَّابينَ
(البقرة : ??? )
انسان گنه کار وقتي به گذشته خود نگاه مي کند مي بيند خراب کرده است، وقتي آينده خود را مي نگرد مي بيند شعله هاي غضب الهي صورت او را مي سوزاند و اما وقتي به خداوند متعال نگاه مي کند مي بيند خدا دست دوستي به سوي او دراز کرده است، منتظر بنده ايستاده، آماده است تا او را ببخشد، نه فقط بخشنده است و از گناه او مي گذرد بلکه مهربان هم هست يعني بعد از بخشش بنده را تحويل هم مي گيرد. انصاف نيست، نااميدي از اين وجود سراسر لطف و مهرباني.
- اما اين که خدا بنده هايش را دوست دارد؛ چون خالقشان است، بندگان خدا جلوات ذات او هستند:
در خصوص محبت خدا به مخلوقاتش گفته مي شود که اين محبت نشأت گرفته از محبت خداوند به ذات خودش است زيرا خداوند خلائق را خلق کرد تا شناخته شود و چون ذات اقدسش محبوب اصلي خودش است و ذاتا خودش را دوست دارد و همين محبت است که محبت اصلي است لذا تمام آثار خودش را دوست دارد.
- جلوه هاي محبت حضرت حق به بندگان
?) بنده نوازي خدا: در ارشاد القلوب است که خداوند به موسي(عليه السلام) مي فرمايد: «بنده من به حقي که تو بر گردن من داري من تو را دوست مي دارم پس به حقي که من بر تو دارم تو نيز مرا دوست بدار. خداوند به بنده هايش ابراز محبت مي کند . اين حديث براي اهلش بسيار عظيم است. »
مرحوم دولابي مي فرمايد: خدا بي نياز مطلق است،او بايد ناز کند و ما بايد نياز نشان بدهيم، او بايد ناز کند و ما بايد نازش را بخريم اما خدا برعکس عمل مي کند، ما ناز مي کنيم و خدا ناز ما را مي خرد، ما نيازمند نوازشيم، خدا نوازش مي کند. از اين حديث بوي نوازش مي آيد.
?) حديث قدسي: در حديث قدسي ديگري آمده است که خداوند مي فرمايد: اگر بنده هايي که به من پشت مي کنند بدانند که چقدر به آنان اشتياق دارم از شوق خواهند مرد.
?) حتي فرعون: فرعون لحظات آخر هر چقدر به موسي استغاثه کرد موسي جواب نداد. خداوند به موسي فرمود :
موسي تو به فرعون جواب ندادي چون او را خلق نکردي اگر او به من استغاثه مي کرد دستش را مي گرفتم و به فريادش مي رسيدم.
اگر انساني دچار خطا و گناه گرديد و متوجه خطاي خود شد و پشيمان و نادم گرديد و عذر تقصير به پيشگاه با عظمت خداوند آورد، ولي به آمرزش و لطف حق اعتمادي نداشت و تصورش اين بود که مورد مغفرت و رحمت حق قرار نگرفته، معلوم است که وعده هاي الهي را باور نکرده و خداوند را به غفور بودن و رحمان و رحيم بودن نشناخته و يا گناه خود را که با همه بزرگي محدود است بزرگتر از صفات رحمت و مغفرت الهي که بي حد و بي کرانه است مي بيند
?) شدت محبت خدا به مخلوقاتش: يک نفر به محضر پيامبر اکرم رسيد. بقچه ايي همراهش بود آن را باز کرد. ديدند يک پرنده و چند جوجه داخل آن است. گفت يا رسول الله، من از راه دور به ديدن شما آمدم. در بيابان به يک بوته رسيدم. ديدم کنارآن چند جوجه است. آنها را گرفتم و داخل بقچه کردم. روي سرم گذاشتم تا براي شما هديه بياورم. ديدم هر جا مي روم، مادرشان به دنبال من مي آيد. نمي تواند از جوجه هايش دل بکند. بقچه را پهن کردم تا بيايد اين جوجه ها را ببرد يا اينکه خودش را هم بگيرم. وقتي بقچه را بازکردم ديدم مادر جوجه ها به ميان آنها آمد. شخص گفت: يا رسول الله مادر اين جوجه ها با اينکه مي دانست اسير مي شود، آمد نشست و فرار نکرد من هم او را گرفتم وخدمت شما آوردم. پيغمبر اکرم از اين صحنه خيلي منقلب شد و فرمودند: اين پرنده چقدر جوجه هايش را دوست دارد! حضرت فرمودند: مهر و محبت خداوند متعال به بندگان و مخلوقاتش هزار مرتبه از اين پرنده به جوجه هايش بيشتر است.
اين محبتي که در عالم هست تنزلي از محبت عالم والاست لکل حق حقيقه هر حقي دراين عالم حقيقتي در عالم بالا دارد. محبت بقدري مهم است که فرمودند: اگر بين مأمومين و امام جماعت محبت نباشد نمازشان از سقف بالاتر نمي رود .
- چطور مي توان محبوبيت بيشتري نزد خدا پيدا کرد؟
خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: بگو اگر خدا را دوست داريد از من اطاعت کنيد تا خدا شما را دوست بدارد. عرض شد که علت خلق مخلوقات پيدايش انسان عارف است و براساس اين آيه همانطور که حضرت استاد جوادي آملي فرمودند: وظيفه ي انسان کامل ترسيم هندسه ي محبت است.
مرحوم دولابي مي فرمود: در باب محبت ، زبان هم تأثير دارد. به خودت تلقين کن که خدا من را دوست دارد. و قرص و محکم و استوار بگو. اگر دوست نداشت خلق نمي کرد و به خودت تلقين کن آن وقت مي بيني در به روي تو باز مي شود .
اکنون جاي اين سؤال است که آيا خداوندي که بنده هايش را دوست دارد؛ آيا همه کارهايشان را هم، دوست داشته باشد؟ خوب و بد؟! يعني فرقي بين کار خوب و بد نيست؟! پس بايد چه کرد؟ مسلم است که براي دستيابي به رحمت و مغفرت الهي بايد زمينه جلب رحمت را ايجاد کرد و آن از طريق توبه و بازگشت از کارهاي ناشايست است. توجه داشته باشيد که تنها گناهي که گناهي بزرگتر از آن نيست و هرگز بخشوده نخواهد شد و مرتکب آن در اتش دوزخ گرفتار خواهد شد نااميدي از رحمت و بخشايش پروردگار مهربان است.
من از اینجا گرفتم http://shahroodnews.ir
